محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

439

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

تو بنواب همايون ما سابقا اعلام كرده پيغام داده بودى كه باستظهار سپاه بيكران و امداد و اعانت ديگران پادشاهان ذوى الاقتدار را عار است و تحكّم « 1 » و فرمان روائى باميد تقويت لشكر غير بىاعتبار ، اكنون تو نيز بايد كه بمعونت و مدد لشكر پدر مقيد نگردى و باستعانت سپاه والد ماجد اميدوار نبوده اعتماد برزور و بازوى خود كنى و به قوت طالع و يارى بخت متوسل گشته رو بميدان مردى آورى تا لوازم « لا شجاع الا عند الحرب » ، بر صفحهء ظهور جلوه‌گر آيد ، هر كرا پادشاه على الا اطلاق و خداوندگار باستحقاق لايق و سزاوار پادشاهى و شايستهء گيتى ستانى و جهاندارى داند ، بر سرير عرش نظير « إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ » « 2 » متمكّن گرداند . نظم جهان پادشاهى كسى را سزا است * كه از زور بازوى خود پادشاست عروسيست ملك جهان پر جهيز * ولى هست كابين او تيغ تيز ضرورت بود پادشا را سپاه * پى شوكت و شان نه بهر پناه پناه شهنشاه عدلست و بس * دگر نيست محتاج امداد كس وگر لطف حق شامل حال اوست * نه منت ز دشمن كشد نه ز دوست القصه مطالب و مقاصد عبد المؤمن سلطان نه صلح و نه جنگ « 3 » ، به هيچ حيله و نيرنگ از جانب پادشاه جمشيد اورنگ صورت نيافت بواسطهء آنكه قرار صلح بعنوانى اراده داشت كه در آئينه [ 242 ] امكان صورت پذير نبود و مهم جنگ و ستيز نيز به جهت فرار و گريز او دست بهم نميداد ؛ زيرا كه او در مقام مكر و حيل بود نه بر سر ناورد « 4 » و جدل . شاهد اين معنى آنكه اول حال كه موكب ظفر مآل به النگ بسطام تشريف نزول ارزانى داشت ، او لواى عزيمت بصوب نيشابور برافراشت و چون

--> ( 1 ) - م : به حكم . ( 2 ) - سورهء 18 آيهء 84 . ( 3 ) - م : نه به صلح و نه بجنگ . ( 4 ) - م : نبرد .